یکشنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۸۴

تيك تيك

تيك تيك، تاك تاك، تاپ تاپ...

به گوش مي‌رسيد...

صداي ساعت قديمي روي ديوار

و قلب تو كه گوش من رويش بود...

نشان از گذر زمان... چه زود... چه دير...

مي‌گذشت آيا اصلاً؟

.

.

.

و صداي گرامافوني ازدور...

"بهار ما گذشته... گذشته ها گذشته..."

"شد خزان.... گلشن... آشنايي..."

.

.

.

"روزي كه بجاي تولدت مبارك گفتند:

يكسال پيرتر شدي،

باور نداري؟

تو آينه نگاه كن!"

.

.

.

و من آنچه خواستم توقف اين تيك تيك و

تداوم آن تاپ تاپ بود، تا ابد.

و چه گزاف بود بهاي خواسته نيافته‌ام

"خام بدم، پخته شدم، سوختم"

.

.

.

زمان نمي‌گذرد

عمر ره نمي‌سپرد

صداي ساعت شماته بانگ تكرار است

خوشا به حال آنكه لحظه لحظه‌اش،

از بانگ عشق سرشار است.