یکشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۶

Shadow of a Lost Dream



I opened my eys
you were gone
.
.
.
it can't be
it wasn't a dream
I could feel the warmth of your breth
but
.
.
.
all i can see is
.
.
.
sea waves hitting the shore
and my own foot prints in the sand
.
.
.
I remember now
this belongs to a distant memory
long ago
when you kissed me
the time has stoped
and I never let the feeling go
.
.
.
I died and you lived
just like my love for you

شنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۶

نمیدونم خستم چرا؟

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
.
.
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
.
.
هر کس به طریقی دل ما می شکند
خصم جدا دوست جدا می شکند
.
.
خصم اگر می شکند باکی نیست
در عجبم دوست چرا می شکند

شنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۶

روز میلاد تو

عطر گل، چهچه ی مرغ و هزار مقدم راهت باد
دست چرخ فلک و مهر زمین یارت باد
.
تا که صاقی دهدت آن می ناب از قدح باد صبا
غم و تقدیر فلک جمله فراموشت باد
.
ز شراب ازلی جام بکش قهقه زن
باشد تا سرخی می رنگ گل رویت باد
.
صد سال دگر زی چون این بیست و دو سال
روز میلاد تو فرخنده و میمونت باد
.
گرچه بهرنگ ندارد تحفه ای چون درویش
پیشکشش سبزینه ی برگیست، مقبولت باد