بيا تا قدر يكديگر بدانيم
كه تا ناگه ز يكديگرنمانيم
غرضها تيره دارد دوستي را
غرضها را چرا از دل نرانيم
كريمان جان فداي دوست كردند
سگي بگذار ما هم مردمانيم
گهي خوشدل شوي از من كه ميرم
چرا مرده پرست و خصم جانيم
چو بر گورم بخواهي بوسه دادن
رخم را بوسه ده كه اكنون همانيم
