تنهايي چيز خوبيه! بخصوص وقتي دوروبرت پر از آدمه. مثل اين ميمونه كه به اوركات دعوتت كردن ولي نرفتي عضو بشي. يه دست هم كه آخه صدا نداره. شايد واسه همينه خدا دوتا دست براي هر كي آفريده. لجباز!... قُد!... چرا نمي خواي قبول كني؟ هي بابا! آدم وقتي تصميم مي گيره با كسي باشه، اولين بهايي كه براش مي پردازه تنهاييشه. بماند كه وقتي عضو اوركات مي شي از طريق يك نفر به يك ميليون و اندي آدم وصلت مي كنن. در نهايت تنهايي چيز خو... خيلي خوب بابا! هرچي تو مي گي! به جهنم! تنهايي چيز بديه! مثل باطلاق مي مونه. هرچي بيشتر توش باشي بيشتر فرو مي ري! فكر كنم حتي خدا هم تنهايي رو دوست نداره! اوهو! مثل فيلسوفا شدي. از كي تا حالا؟ نكنه عاشق شدي كَلَك؟ آخه تو و عشق؟! اِهه! باز كه خل شدي. مگه خودت نگفته بودي عشق از زندگي بهتره، دوست داشتن از عشق؟ چرا! خوب پس چي داري واسه خودت بلغور مي كني پشت سر حرف در ميآرن. عشق چيز مقدسيه! مي دونم! رو زمين پيدا نمي شه! خودم مي دونم!!! چرا داد ميزني؟ توضيح واضحات مي دي آخه! بعضي وقتا لازمه آدم يه چيزايي رو واسه خودش دوباره معلوم كنه. ببينم اصلاً تو طرف كي هستي، اول اينو معلوم كن. خوب معلومه طرف هركي حق باهاش باشه. پوف! دوباره شروع كرد. بهش بگو دست وردار، ديگه ديونه شدن اين همه قمپز ناَره! يعني هر كي طرف حق رو ميگيره ديوونس؟ آره ديگه. بايد ببيني چي به صلاحه! اون ديگه تصميمش با من نيست، با خداست! اين كه حق با كيه تصميمش با توه ديگه؟ كي گفته؟ شاهدم! پاتو گذاشتي روش. ميگم پاتو از رو دمم وردار! دم خودمه، دوست دارم پامو بذارم روش. خيلي خري! معلومه، خري كه خر نباشه قاطره! من اصلاً با تو قهرم! خوب بازم تنها ميشي! 23 سال بودم، اينم روش. مثل اينكه باطلاقه يادت رفته! مي ترسي؟ نه، كي ميگه؟ من؟؟!!!.......... هنوز قهري؟... الو؟... كسي اونجا نيست؟... فكر كنم غرق شد... لجباز... متولد ماه مهره ديگه!... حتي دستشو نداد كمكش كنم... هـِـِـِـِـِـي... داشتيم چي مي گفتيم؟ بنويس!... ما رو آواره و رسوا كردي. حاليته؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر