تورو خدا يكي به داد برسه. اين بچه از دست رفت. من كه طوريم نيست چرا كولي بازي در مياري؟ تو هيچي نگو. همه اولش همينو ميگن، دو قدم كه ميرن جلوتر پس ميوفتن. اي بابا! مگه دفه اولمه؟ اين دفه فرق داره. فرقش چيه؟ اين تو بميري از اون من بميرما نيست! ولي من هنوز همون آدم قبليم. فكر ميكني. گيريم هم كه باشي، الآن شرايط فرق كرده. اگر من... اااااااااااااه! انقدر با من بحث نكن. به جاي مقاومت يكم اون سلولاي مغزتو به كار بگير. تو عوض شدي!!! توقبلاً با خودت اقلاً صادق بودي. حالا چي شده تا موقع عمل ميرسه دست و پات ميلرزه، كم مياري، زبونت قفل ميشه. چه مرگته؟ چرا بهش نميگي؟ شايد كور شدي. واسم سخته اعتماد كردن. غلط كردي! پس كي بود ميگفت، ايمان داشته باش. خوب آخه فكر كنم هنوز يكم... ميدونم... شايد... شايدم نه... شايد تاحالا حتي دير هم شده باشه. وااااااي حتي نميخوام بهش فكر كنم. ميترسي؟ يه كم. به ياد بيار كي بودي. چي فكر ميكردي. به ياد بيار كه اعتقاد داشتي چي درسته. راس ميگي، عوض نشدي. فقط فراموش كردي.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر