گفتم غم تو دارم، گفتا به من چه داري
گفتم كه ماه من شو، گفتا تو عقل نداري
.
گفتم ز خوبرويان رسم وفا بياموز
گفتا ز باوفاي خودت كجارو داري؟
.
گفتم كه بر خيالت راه نظر ببندم
گفتا كه اي خيالباف، توكه بافتي چي داري؟
.
گفتم كه نوش لعلت ما را به آرزو كشت
گفتا كه من نخواستم اين لعل زهرماري
.
گفتم كه بوي زلفت گمراه عالمم كرد
گفتا مگه نخواستي رفيق نيمه راهي؟
.
گفتم خوشا هوايي كز باد صبح خيزد
گفتا زده به كلّت، حتماً شدي هوايي
.
گفتم دل رحيمت كي عزم صلح دارد
گفتا دلي نمونده، صلحي نمونده باقي
گفتم كه ماه من شو، گفتا تو عقل نداري
.
گفتم ز خوبرويان رسم وفا بياموز
گفتا ز باوفاي خودت كجارو داري؟
.
گفتم كه بر خيالت راه نظر ببندم
گفتا كه اي خيالباف، توكه بافتي چي داري؟
.
گفتم كه نوش لعلت ما را به آرزو كشت
گفتا كه من نخواستم اين لعل زهرماري
.
گفتم كه بوي زلفت گمراه عالمم كرد
گفتا مگه نخواستي رفيق نيمه راهي؟
.
گفتم خوشا هوايي كز باد صبح خيزد
گفتا زده به كلّت، حتماً شدي هوايي
.
گفتم دل رحيمت كي عزم صلح دارد
گفتا دلي نمونده، صلحي نمونده باقي
.
گفتم زمان عشرت ديدي كه چون سر آمد
گفتاخموشبدبخت واسهاينكه خواب ميديدي
.
گفتم زدستكاري حافظ مرا ببخشا
گفت اين چيه سرودي طنز ماست و خياري
گفتم زمان عشرت ديدي كه چون سر آمد
گفتاخموشبدبخت واسهاينكه خواب ميديدي
.
گفتم زدستكاري حافظ مرا ببخشا
گفت اين چيه سرودي طنز ماست و خياري
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر