پنجشنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۳

عطر اقيانوس

يادت هست آن روز... عطر اقيانوس را در گوشهايت زمزمه كردم؟... يادت نيست، چون آنچه به تو دادم عطر نبود!!! طعم خوش گلابي وحشي‌اي بود كه از باغ آقا هاشم برايت چيده بودم... خارش زخمي بود كه گوش‌ماهي‌هاي پاي حوض بي‌بي شهربانو بر پايت زد... و آواي امواج اقيانوس كه از توبه‌توي حلزون دايي رضا به گوش مي‌رسيد... يادم هست و يادت نيست
.
.
.
افسوس! چه گويم كه ناگفتنم بهتر است0

هیچ نظری موجود نیست: